973

تعرفه تبلیغات در سایت

میپرسه : با کسی دوست شدی؟

 میگم : نمیخوام بشم

میگه : آره نشو ، هیچ پسری خوب نیست

میگم : حتی تو!!

میگه : همه جز من

:)

صب که رفتم بیرون به الهام زنگ زدم ،از عروسیِ دوستِ حسین میگفت

که وسطِش گفت حمید نازنینو آورده بود. تعجب نکردم ، جنسِ پسر همینه

گفت نه اشتباه نکن ، خودِ نازنین به زور اومده و هرچی حمید گفته دوست ندارم باهام بیای باز از کرج تا اینجا اومده ، اونم بدونِ اِطلاعِ خونوادش. حالا این که حمید پسرِ سالمیه درست ، ولی این طرزِ زندگی با پسری که خودش بارها بهش میگه نمیخوادِش خیلی اَحمقانه ست. چون رسماََ داره لبه یِ تیغ راه میره.

گفتم : خوبه ، اونم همینو میخواست

گفت : نه. حتی موقعِ برگشت گفته من نمیرسونمت. خودت برو اونم آخرایِ شب.

عجیبه. یه دختر اینقد خودشو کوچیک کنه. حتی با اون همه فیس و اِفاده بیاد و کیفِ لوازمِ آرایشِشو نیاره و دوستاشو مجبور کنه که براش بیارن

جالبه برام

اون همیشه دوست داشت ریاد منو ببینه ، هر وقت بشه پیشش باشم ، حالا که نازنین اینجوریه اونو نمیخواد و راحت میگه دوست ندارم بیای ...

چقد دنیایِ ما آدما وارونه ست ...

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:19
برچسب‌ها :